X
تبلیغات
مدونة عبدالنبي القيم

مدونة عبدالنبي القيم

مقال عبادان في مجلة العربي

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1391ساعت 12:22  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

تاريخ مدينة عبّادان

                    عبدالنبی القیم

                  باحث و کاتب من ایران

               مجلة العربي- الكويت –العدد644 تموز 1433. يوليو 2012 م

 مدينة عبّادان1 من المدن القديمة و يعود تاريخ بناءها الى قبل الإسلام و الى العقود و القرون الأولى من ظهور الديانة المسيحية. يذكر ذلك الجغرافي و المنجم الشهير اليوناني بطلميوس الذي عاش في القرن الثاني الميلادي حيث يضع عبادان في الإقليم الثالث بطول  خمسة و سبعين درجة و ربع الدرجة و عرض واحداً و ثلاثين درجة2. مما يعزز هذا القول، ما جاء علي لسان نبينا الأكرم (صلى الله عليه) عن مدينة عبادان3، اذ يظهر لنا جلياً أن تاريخ بناء المدينة يرجع إلى ظهور عيسى بن مريم، أي أكثر من 1900 عاماً.

قال النبي الأكرم (صلى الله عليه) : « بابان مفتوحان في الجنة ؛ عبادان و قزوين ».  قالوا الأصحاب: عبادان مُـحْدث4. قال: و لكنها أوّل بقعة آمنت بعيسى بن مريم5. و قال علي بن ابي طالب (عليه السلام) عن مدينة عبادان؛ أربعة في الدنيا من الجنة: إسكندرية ، عسقلان، عبادان، قزوين6.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 0:18  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

در قالب نمایشگاه بین‌المللی کتاب

500 سال تاریخ خوزستان در امارات به نمایش درآمد

خبرگزاری فارس: کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان از زبان فارسی به عربی ترجمه شده و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شارقه در کشور امارات عرضه شد.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/12/2/166953_234.jpg

این کتاب در 512 صفحه و مشتمل بر شش فصل است که در ابتدا نگاهی اجمالی به تاریخ خوزستان تا قرن نهم هجری قمری داشته و پس از آن بخش اصلی و عمده را به ذکر حوادث قرن نهم هجری، از به قدرت رسیدن سید محمد مشعشع تا سال 1314 هـ. ق (1897 میلادی) اختصاص داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 10:21  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

جناب دكتر عبدالعلي لهسائي زاده

با سلام
 پيش از هرچيز به شما به خاطر تأليف كتاب فوق خسته نباشيد عرض مي كنم و اميدوارم شاهد كارهاي ديگر شما در اين زمينه باشيم. به عنوان يك نفر  كه از آباء و اجداد ريشه در شهر آبادان دارد و به عنوان يك فرد كه نه تنها خود بلكه پدر و اجداد او در آبادان زاده شده اند و از همه مهمتر به عنوان  يك نفر از اهل قلم ملاحظاتي در خصوص كتاب شما ارائه نمايم ،هرچند اين ملاحظات ارزش كار شما را ناديده نمي گيرد و صرفا به منظوربهتر شدن كار است.
 اولين نكته اين است كه جنابعالي  در تدوين كتاب خويش از منابع دسته اول استفاده نكرده ايد و منابع دسته چندم را ملاك  ومبناي كار خود قرار داده ايد، مي دانيد كه در يك كار تأليفي و به خصوص در يك كار پژوهشي لازم است پژوهشگر به منابع دست اول و اصلي مراجعه كند و آن ها ملاك و مبناي پژوهش قرار دهد، حتي شايسته است به هنگامي كه  پژوهشگر از كتاب يا كتاب هائي در پژوهش خويش استفاده كند به  كتب با چاپ قديمي تر استناد كند  . شما به عنوان يك استاد دانشگاه اين الفباي پژوهش را ناديده گرفته ايد و به كتاب ها و مقالاتي استناد كرده ايد كه  مؤخرا تهيه  و منتشر شده اند ، كتاب هائي چون كتاب طرفي و كتاب جلالي عزيزيان و مقالاتي چون مقاله خنجي به هنگام ذكر  وجه تسميه تاريخ آبادان  نوشته غير علمي و من درآوردي بهرام فره وشي را ذكر كرده ايد اما هيچگونه اشاره اي به نوشته جغرافي نويسان بزرگ چون ياقوت حموي ومقدسي و  بلاذري و ابن حوقل نكرده ايد، نوشته هاي امير حسين خنجي را درباره وجه تسميه آبادان را نوشته ايد.

 

اما به نوشته هشام ابن كلبي  كه در قرن دوم هجري درباره وجه تسميه آبادان نوشته هيچ گونه اشاره اي نكرده ايد. حال آن كه خنجي چيز جديدي نگفته فقط سخن ابن كلبي و مقدسي  و ياقوت حموي را  كمي پيچانده و به عنوان نظر خود رائه داده است.
 به هنگامي كه درباره بوميان آبادان سخن گفته ايد به درستي حق مطلب را ادا نكرده ايد و به جاي يك بررسي ميداني و به دور از هرگون منافع و مصالح غير علمي، سخناني غير واقعي ارائه كرده ايد و با درهم آميختن سياه پوستان حاشيه  و كناره آب هاي جنوبي خلط مبحث كرده ايد  و خواننده اي كه با تركيب مردم آبادان آشنا نباشد گمان مي كند بوميان آبادان سياهان هستند، حال آن كه ما مي دانيم سياه پوستان آبادان درصد ناچيزي از جمعيت آبادان شايد كمتر از پنج درصد را تشكيل مي دهند و از همه مهمتر اينان در سال هاي متأخر به اين سرزمين آورده شده اند به همين دليل نه تنها ياقوت حموي از آن ها ياد نمي كند بلكه ابن بطوطه كه خود به آبادان آمده نامي از آن ها نمي آورد و همچنين  ناصر خسرو و ابن حوقل و حتي مقدسي در قرن سوم هجري  ذكري از آن ها نمي كند.

 نمي دانم  عدم آشنائي شما به زبان عربي  سبب شده كه جنابعالي از خيل عظيم منابع اصلي دور باشيد  يا اين كه تحت تأثير تفكرات فره وشي ها و امثالهم سبب شده بود تا جنابعالي   از منابع اصلي  دور باشيد و در اين گونه موارد به فره وشي ها  نزديك شويد.

از خوانندگان گرامی درخواست می شود که اگر آدرس ایمیل یا شماره تماسی از جناب لهسائي زاده دارند ما را با خبر سازند تا ایشان نیز این جوابیه را مطالعه کنند. گویا ایمیل شخصی ایشان که در کتاب ذکر شده صحیح نبوده است.

   با آرزوي كارهاي كامل تر
 
اهواز
 
عبدالنبي قيم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 10:23  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

پاسخی به تنگ نظری های یک نویسنده

چندی پیش مطلبی از خانم دیبا داوودی در روزنامه اعتماد با عنوان "اعراب، كتاب نخوان هاي حرفه يي جهان" چاپ شد.


با سلام

نوشته خانم دیبا داودی در روز دوشنبه تحت عنوان"اعراب کتاب نخوان های حرفه یی جهان "نوشته ای کاملا مغرضانه است و بوی تعفن نژادپرستی  از آن به مشام می رسد.آیا بهتر نبود به جای"اعراب" که خود کلمه غلطی است و در جای دیگر در باره غلط بودن  آن سخن خواهم گفت, بنویسد "مردم حاشیه جنوبی خلیج فارس"و از این تعمیم احتراز کند و همه عرب را شامل نشود به همین دلیل عنوان انتخاب شده عنوانی مغرضانه است.
خانم داودی بهتر بود اول درباره کتاب نخوانی ایرانی ها سخن می گفت, قدر مسلم ایرانی ها کتاب نخوان های حرفه ای جهان هستند. در شرایطی که تیراژ کتاب های فارسی به هزار نسخه محدود می شود و هزار نسخه نیز فروش نمی رود,چنین سخن گفتن فقط فرافکنی است. انصاف خوب است اگز خانم داودی کمی انصاف داشت این چنین عنوانی را انتخاب نمی کرد
اینجانب به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر که به دو زبان فارسی و عربی تسلط دارم و در کنگره  و کنفرانس های عربی شرکت داشته ام و  نشریات و کتاب های عربی به طور روزانه مطالعه می کنم با ضرس قاطع عرض می کنم که وضعیت کتاب خوانی در جهان عرب بسیار بهتر از ایران است و حاضرم در این خصوص با خانم داودی و امثال ایشان مناظره داشته باشم
ایشان ظاهرا از تاریخ اسلام و حضرت پیامبر نیز بی اطلاع هستند به همین دلیل به طرزی غلط دستور پیامبر جهت آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان را به "کتاب نخوانی اعراب" ربط داده است. تو گویی در دوره ساسانی آنها در اوج کتاب خوانی بوده اند. اگر ایشان  کمی به آن دوره نگاه می کرد  می دید که مغان چگونه آموزش را در انحصار داشتند و مردم عادی حق درس خواندن نداشتند
چگونه ایشان در باره عدم کتاب خوانی عرب سخن می گوید و همین عرب کتاب نخوان نویسنده بزرگی چون نجیب محفوظ دارد که برنده جایزه نوبل ادبیات شد و افتخاری به افتخارات آنها افزوده شد. اگر عرب کتاب نخوان بود چنین شخصیتی در میان آنها رشد نمی کرد. آنها کتاب های نجیب محفوظ را خریدند و او را در این عرصه یاری کردند.به دلیل استقبال مردم عرب از کتاب است که در این کشورها نویسنده می تواند از راه نوشتن روزگار بگذارند اما در ایران چنین نیست , من به عنوان کسی که کتاب او به چاپ دهم رسیده این سخن را می گویم که در ایران وضع بسیار اسفناک است, اما خانم داودی چشم خود را بر حقایق بسته و فقط آن طرف آب‌ها را می بیند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 8:56  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

به بهانه چاپ دهم «فرهنگ معاصر» عربي- فارسي

روزنامه شرق، گروه كتاب: در يكي، دو دهه اخير فرهنگ‌نويسي حركت و جهش نويدبخشي را آغاز كرده است. در اين سال‌ها فرهنگ انگليسي - فارسي‌ هزاره، فرهنگ انگليسي - فارسي پويا، فرهنگ فارسي سخن، فرهنگ فارسي امروز و فرهنگ‌هاي دوزبانه ديگر چاپ و منتشر شده‌اند. چاپ و انتشار اين فرهنگ‌ها مايه اميدواري است و آغاز حركتي پويا را نويد مي‌دهند. از جمله فرهنگ‌هاي منتشرشده در اين سال‌ها فرهنگ معاصر عربي- فارسي تاليف عبدالنبي قيم است كه چاپ اول آن در سال 1381 به بازار عرضه شد. اين فرهنگ كه از سر و شكلي جديد برخوردار بود پس از گذشت شش ماه به چاپ دوم رسيد و با ميانگين هر سال يك چاپ، چاپ دهم آن چندي پيش به بازار آمد.

 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 10:35  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

از خاراكس تا خرمشهر

 مقاله زير كه به درخواست مجله همشهري ماه و به مناسبت تهيه ي ويژه نامه ي خرمشهر، توسط استاد عبدالنبي قيم تهيه شده، در آخرين شماره مجله ي همشهري ماه در خرداد 1390 چاپ شده است.

از خاراكس تا خرمشهر

شهري را كه امروز آن را خرمشهر مي ناميم و در منتهي اليه جنوب غربي كشور در محل تلاقي رود كارون به اروند رود قرار دارد از جمله شهرهاي قديمي است كه در طول تاريخ حامل نام هاي متعددي بوده است .

قديمي ترين نامي كه از اين شهر به يادگار مانده است، نام " خاراكس" است كه مورخين بناي آن را به اسكندر مقدوني نسبت مي دهند.1  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 12:26  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

پاسخ عبدالنبی قیم به مصطفی بادکوبه ای

به اطلاع بازدید کنندگان می رسانیم که صفحه جدید با نام پرسش و پاسخ در وبلاگ را اندازی شد.

چندی پیش شاعری بادکوبه‌ای نام شعری با عنوان خدای عرب سرود. عبدالنبی قیم در پاسخ به شعر خدای عرب بادکوبه‌ای، اشعار او را نمونه بی حرمتی به هموطنان عرب، توهين و تحقير و همچنین اشاعه دهنده کینه و نفرت دانسته‌است.  در ذیل قسمتی از شعر بادکوبه ای را درج شده است. 

قسمتی از شعر بادکوبه ای

مرابه قعر جهنم ببر خدای عرب

به شرط آنکه نیاید در آن صدای عرب

مرا بهشت چه حاجت که زاده عشقم 

بهشت ِ حوری و غلمان بود سزای عرب

هزار ننگ تورا باد ، گر نمی فهمی

بجز کلام ُپراز قهر وانحنای عرب 

خدای من ، همه عشق است بی نیاز کلام

نه آن خدا که همی سَردهد ، صَلای ِ عرب

خدای عشق و مُحبت که خانه اش دلِ ِ ماست 

نه ُمبتلای الفبا نه ُمبتلای عرب


مصطفي با دكوبه اي به كجا مي رود ؟

                                                                         عبدالنبي قيم#

هنگامي كه براي اولين بار شنيدم شخصي شعري به نام " خداي عرب" سروده و در اين شعر نه تنها به مردم عرب توهين كرده بلكه به مقدسات مسلمانان نيز اهانت كرده است به هيچوجه باورم نمي شد كه در قرن بيست و يكم و در شرايطي كه جهانيان به دنبال نزديكي و تقارب هستند ، كسي اين چنين كينه توزانه و بدون دليل به صدها ميليون انسان توهين كند . در باورم نمي گنجيد كسي با نفرت و حقارت از ديگران سخن گويد . چه شده است ؟ آيا شاعري عرب و يا نويسنده عربي به بادكوبه اي و يا هم وطنان با دكوبه اي توهين كرده كه او درصدد مقابله برآمده است ؟ آيا عرب، مصطفي بادكوبه اي را به نبرد يا رزم فراخوانده كه او اين چنين بي محابا درصدد
 آماده سازي ميدان نبرد و رزم است ؟

شگفت زده و متحير ماندم ، قدري درنگ كردم . درنگ كردم تا به سان مصطفي باد كوبه اي اسير احساسات و عواطف نشوم . درنگ كردم تا به اصل اشعار او و سخنان او دست يابم . پس از آن كه از چند منبع موثق به شعر او دست يافتم و اشعار او را قرائت كردم . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 13:10  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

قیّم از ویژ‌گی‌های فرهنگ عربی‌- فارسی معاصر می‌گوید

کتاب  > کتاب مرجع  - همشهری‌آنلاین- زهرا فقیه خراسانی:
همزمان با چاپ دهم فرهنگ‌ عربی‌-فارسی معاصر عبدالنبی قیم،فرهنگ‌نویس و مولف این کتاب از ویژگی‌‌های این اثر می‌گوید.

فرهنگ‌نویسی دوزبانه کاری تخصصی و پیچیده است ، به خصوص که در این سال‌ها به فرهنگ‌های زبان انگلیسی توجه متناسب و در شان آن صورت گرفته‌،اما در مقابل فرهنگ‌های دوزبانه دیگر ، از جمله زبان عربی،کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است. عبدالنبی قیّم، مولف و تدوین‌گر فرهنگ‌عربی- فارسی معاصر از جمله چهره‌های بصیر، فروتن و بی‌سر و صدای عرصه فرهنگ‌نویسی است که با همکاری مجدانه انتشارات فرهنگ معاصر ومدیر فرهیخته آن،داود موسایی،توانست فرهنگی را به بازار کتاب‌های مرجع عرضه کند که هم اقبال متخصصان را در پی داشت و هم اعتنا و استقبال عموم مردم و مخاطبان را.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 13:27  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  | 

مصاحبه با عبدالنبي قيّم

روزنامه شرق - قاسم منصور آل كثير 


از جمله كتاب هاي پرفروش در عرصه تاريخ كتاب پانصد سال تاريخ خوزستان تأليف عبدالنبي قيّم است .

اين كتاب در 512 صفحه و مشتمل بر شش فصل است كه در ابتدا نگاهي اجمالي به تاريخ خوزستان تا قرن نهم هجري قمري داشته و پس از آن بخش اصلي و عمده را به ذكر حوادث قرن نهم هجري، از به قدرت رسيدن سيد محمد مشعشع تا سال 1314 هـ .ق (1897 ميلادي) اختصاص داده است.

فصل اول كتاب معرفي و بررسي كتب منتشر شده درباره تاريخ خوزستان است. علاوه بر آن در جاي جاي كتاب نيز نقاط قوت و نقاط ضعف كتاب هاي مذكور و كتب ديگر از ديدگاه مؤلف پنهان نمانده است.

در اين ميان سهم كتاب "تاريخ پانصد ساله خوزستان" تأليف احمد كسروي بيش از كتاب هاي ديگر است، از اين رو نام كتاب نيز "پانصد سال تاريخ خوزستان و نقد كتاب تاريخ پانصد ساله خوزستان كسروي" انتخاب شده است.

 عبدالنبي قيّم پيش از اين كتاب فرهنگ معاصر عربي – فارسي را در 1275 صفحه تأليف كرده كه در حال حاضر در آستانه چاپ دهم است، علاوه بر آن فرهنگ ميانه عربي- فارسي كتاب ديگر اوست كه به چاپ دوم رسيده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 11:26  توسط قاسم منصور آل‌کثیر  |